تخریب گسترده و سریع محیط زیست آینده ی زمین و حیات موجودات زنده را به طور جدی تهدید می کند. آموزه های دینی می تواند در این زمینه به ایجاد نگرش صحیح در میان پیروان ادیان یاری برساند. آموزه ی «خلیفةالله» در الهیات اسلامی، آموزه ای انسان محور و افراطی است که بر اساس آن انسان جانشین خداوند بر روی زمین و برتر از همه ی موجودات جهان است و می تواند همانند خداوند بر جهان و موجودات آن، بدون نیاز به پاسخگویی و مسئولیت پذیری فرمانروایی کند. در مقاله ی حاضر، با تکیه بر جست وجوی منابع گوناگون الهیات اسلامی و با روش تحلیل محتوا و هرمنوتیک نشان داده شده که آموزه ی «خلیفة الله» جایگاهی در منابع اصلی دین اسلام شامل قرآن و سنت ندارد. این آموزه تحت تأثیر اهداف و امیال سیاسی خلافت های اموی و عباسی شکل گرفته و تکامل یافته و به تدریج کاربرد اصطلاح «خلیفة الله» در متون تفسیری، کلامی، تاریخی، فلسفی، فقهی، ادبی و عرفانی مسلمانان تأیید و تثبیت شده است. جایگاه انسان در قرآن و سنت، مقام «عبدالله» است. انسان در موقعیت «عبدالله» خود را برتر از موجودات دیگر نمی داند و رفتار فروتنانه و خاکسارانه در مقابل طبیعت دارد و معتقد به سلطه بر محیط زیست و تخریب آن نیست. هرقدر احساس بندگی انسان در مقابل خداوند بیشتر باشد، فروتنی و احترام او در برابر آفریده های خداوند و طبیعت بیشتر است. «عبدالله» نگهبان و دوستدار محیط زیست است.
متن کامل این مقاله به زبان انگلیسی می باشد. لطفا برای مشاهده متن کامل مقاله به بخش انگلیسی مراجعه فرمایید.لطفا برای مشاهده متن کامل این مقاله اینجا را کلیک کنید.